تاریخچه پیانو ۱۶۹۹ – پیدایش موسیقی مقدمه تاریخچه ای که در این مجال پیرامون ساز پیانو ارائه می شود برگردانی ازنوشته باری هیتون میباشد

 
تاریخچه پیانو
1699 - پیدایش موسیقی

مقدمه
تاریخچه ای که در این مجال پیرامون ساز پیانو ارائه می شود برگردانی ازنوشته باری هیتون میباشد که از اختراع این ساز شروع و تا عصر امروز را شامل می شود و در ادامه، مطالبی درباره نسل های قدیمی پیانو در سده های گذشته بیان می کند. هدف از این مقاله، آگاهی از روند شکل گیری تکنولوژی پیانوهای امروزی و درک اثربخشی هر یک از افراد ذکر شده بر آن بوده. بدین ترتیب که در واقع پیانو اکتشاف یک نفر نبوده و طی یک روند طولانی شکل امروزی را به خود گرفته است.

از آغاز زمان ...
زمانی در گذشته های دور، انسان عصر باستان دریافت با کشیدن سیم بین دو شاخ یک حیوان مُرده یا یک تکه چوب چندشاخه می توان صدای موسیقایی تولید کرد. شکارچیان آن روزگار نیز بارها صدای تار کمان خود را شنیده و نسبت به تولید صداهایی با تن های خاص آشنایی داشتند. بعدها معلوم شد که با استاپ کردن (stop) یک تار بر چند نقطه و کم و زیاد کردن طول و ضخامت آن می توان صداهای موسیقایی با تنالیته های گوناگون تولید کرد و نیز این که وقتی تعداد تارهای موازی بیش تر می شود یک چنگ (Harp) ابتدایی پدید می آید.
چنگ نخستین ساز زهی به شمار می آید که تارهای آن با دست نواخته می شوند. منحنی هارمونیک ایجاد شده بواسطه تفاوت در طول تارها، چارچوب و فریم پیانو را تعیین کرد. بنابراین، شکل پیانو به اندازه زیادی مطابق شکل چنگ است.
مونوکورد سازی است که تنها از یک جعبه صدا و تعدادی تار امتداد یافته در طول یک پل متحرک تشکیل شده است. این پل باید در موقعیت های گوناگون قرار گیرند تا صداهای گوناگون تولید شود. این موقعیت ها بر اساس مقیاس مشخصی تعیین می شود که با علامت 0 نشان داده می شود. برای تولید نت های جدید، این پل باید به سمت علایم مربوطه حرکت کند. این ساز با دست نواخته می شد که اکنون به آن "نت متر" می گویند.
Psaltery ساز متداول در سده های چهارده و پانزده به شمار می آید. این ساز از یک جعبه دربسته تو خالی تشکیل می شود که تارها در آن قرار گرفته و امتداد یافته اند و با کمک انگشتان یا مضراب نواخته می شوند. این ساز نوع کمانی نیز داشت. Psaltery را می توان طلایه دار هارپسیکورد (Harpsichord) دانست. زیرا تارهای آن نیز با انگشت نواخته می شوند؛ درست همان طور که dulcimer را می توان طلایه دار پیانو دانست چرا که تارهای آن با ضربه چکش نواخته می شوند. Dulcimer چکشی یک ساز باستانی است که قدمت آن به روزگاری پیش از میلاد مسیح بازمی گردد. خاستگاه این ساز ایران است. این ساز و psaltery از نظر ظاهری یکسان¬اند اما روش نواختنشان با یکدیگر فرق دارد. در ساز dulcimer برای تنظیم ارتعاش تارها از چکش های چوبی استفاده می شود، درست همان کاری که چکش در پیانو انجام می دهد. در حالی که در ساز psaltery ، تارها با انگشتان و یا مضراب های چرمی نواخته می شوند، مانند روش نواختن تارهای هارپسیکورد.

800
تقریبا در این سال، نت نویسی در روم روند رو به پیشرفت خود را آغاز کرد. نت نویسی در آغاز شکلی ابتدایی داشت و تنها از یک منحنی ساده برای نشان دادن این که چه زمان تُن صدا باید بالا برود یا پایین آید تشکیل می شد. اما حوالی سال 1160 در پاریس، پنج خط (لاین) معروف که امروز در نوت های موسیقی قابل مشاهده هستند پدید آمدند و حس روشن تری به تُن صدا بخشیدند. نزدیک به سال 1400 در انگلستان سیستم نت نویسی شباهت به شکل امروزین پیدا کرد و نت های باز و بسته مطرح شدند. برخی نوازندگان برای نشان دادن تغییرات متریک از رنگ قرمز استفاده می کردند. این نوع استفاده از رنگ بندی که امروز برای ما شناخته شده است بعدها در سازهای دیگر نیز رواج پیدا کرد.

1157
نزدیک به میانه سده دوازدهم، مونوکورد (Monochord) کلید دار پدید آمد. این ساز بعدها تکامل بیش تری پیدا کرد و بر شمار تارهای آن افزوده شد تا این که کلاویکوردی (Clavichord) که ما آن را می شناسیم به وجود آمد. در این ساز، کلیدها به گونه ای ترتیب داده شده اند که عقب هر یک از کلیدها با هم تماس پیدا کند. در این حالت، وقتی کلید بالا می آید تنها با یک تار برخورد می کند و بدین ترتیب اجرای نت های همزمان آسان تر می شود. این تماس حکم پلی را دارد که طول تار را تعیین می کند.

1350
تا میانه های سده چهاردهم یک آهنگر آلمانی اقدام به طراحی سیم با استفاده از ورق های فولادی کرد. این روش تا آغاز سده نوزدهم رواج داشت. در بسیاری از سازها برای ساختن تارها از فلزاتی هم چون طلا، برنج و غیرفلزاتی هم چون موی اسب و به تازگی نایلون بهره گیری می شود. نخستین کاربرد سیم فولادی در سال 1735 در ولز انجام شد، اما گفته می شود این کاربرد برای ساخت تارهای ساز صورت نگرفت. به گفته مسئولان شرکت تولید پیانوی "برادوود" (Brodwood)، این شرکت در سال 1815 برای تولید تارهای ساز از این سیم که از کشورهای آلمان و بریتانیا تهیه می شدند استفاده می کرده است. این گفته هنوز تایید نشده است. بنا به Oxford Companion بروکدون (Brockedon) طراحی سیم فولادی از طریق ایجاد حفره هایی در الماس و یاقوت توسط این شرکت در سال 1819 صورت گرفت. تا پیش از سال 1834 تار سازهای موسیقی از جنس آهن یا برنج ساخته می شدند تا این که شرکت "وبستر بیرمنگام" (Webster of Birmingham) سیم فولادی را اختراع کرد. به نظر می رسد نام این شرکت "وبستر و هورسفال" (Webster & Horsfall) باشد. اما بعدها بهترین سیم های فولادی در شرکت نورمبرگ (Nuremberg) تولید شد. برای جلوگیری از غبارگرفتگی، این سیم ها در طلا، نقره و پلاتینیوم قالب گیری می شدند. اما بهترین نوع این سیم ها، سیم های پولیش داده شده بود. در سال 1862، شرکت برادوود مدعی شد که تمامی سیمهای پیانوگراند تولید این شرکت فشاری بالغ بر 17 تن را تحمل میکند و تحمل فشارسیم های فولادی بکار رفته در آن، هر کدام 150 پوند است. در آن زمان تولیدکنندگان بسیاری فعالیت می کردند اما در سال 1883 بود که شرکت معروف تولیدکننده این سیم، شرکت روزلو (Roslau)، کار خود را در آلمان غربی آغاز کرد. به گفته ولفندن، تا سال 1893 تنها یک شرکت مدعی بود که سیم های تولیدی¬اش دارای ضریب انقطاع (breaking strain) 13 از 325 است. ولفندن در این باره می گوید:"البته نمی توان پذیرفت که این نمونه ها بویژه نمونه هایی که برای رقابت در بازار طراحی می شدند به 260 پوند برسند".

1400
تا نزدیک به سال 1400، کلاویکورد نزدیک به ده تار داشت و در نمونه های ابتدایی این ساز، دو یا چند نوت از هر تار یا هر جفت تار قابل تولید بود. این کار از طریق ایجاد دو یا چند تماس با یک تار یا یک جفت تار در نقاط مختلف امکان پذیر می شد. این نوع کلاویکورد در اصطلاح به "گِباندِن آلمانی (German Gebunden)" معروف است. نوع بعدی این ساز که بعدها ساخته شد و در آن هر نت مخصوص به یک تار یا چند تار مشخص بود در اصطلاح به کلاویکورد "باندفری (Bundfrei)" معروف است. این کلاویکورد ساده ترین و کوچک ترین سازهای کیبوردی زهی به شمار می آید. ظاهر این ساز شباهت به یک جعبه بیضی شکل دارد که مجهز است به یک کیبورد با طولی تقریبا برابر با طول ساز و تارهایی که بصورت افقی و موازی با کیبورد تعبیه شده اند. پین های دستی کوچک و پل بکار رفته در این ساز همگی در سمت راست قرار گرفته اند. ضربه به تارهای این ساز از زیر وارد می شود و برای این کار از یک وسیله فلزی شبیه به پیچ گوشتی استفاده می شود که در پشت فریم صفحه کلید بسته شده است.
از حوالی 1450 سازهای کیبوردی تفاوتی پیدا نکردند بجز تغییری اندک در رنگ کلیدهایشان (در آن زمان رنگ کلاویه های بکار مشکی، و رنگ کلاویه های دیز و بمل سفید بود.)؛ نمونه های جدید رنگ هایشان بطورکامل برعکس نمونه های قدیمی شد. ارگ نخستین ساز کلاویه ای به شمار می آمد و وزن کلیدهای آن تفاوت بسیاری با نمونه های گذشته پیدا کرد زیرا نمونه های قدیمی تر کلیدهایشان بقدری سنگین بود که نوازندگان این ساز در اصطلاح به "زننده ارگ (نه نوازنده ارگ)" معروف بودند. نزدیک سده های سیزده یا چهارده، این سازها بشکل طبیعی که پایه و مبنای نظام موسیقی به شمار می آید طراحی می شد.
ترتیباتی که امروز بکار می رود از سال 1361 پدید آمد. آثار نقاشی مربوط به آن روزگار موید این مطلب هستند. نخستین عضو خانواده هارپسیکورد، ویرجینال(ها) (Virginal or Virginals) بود. تارهای این ساز با استفاده از مضراب نواخته می شود و شکل آن مشابه کلاویکورد است. اسپینت (Spinet) بعد از کلاویکورد پدید آمد و پس از آن، هارپسیکورد که قدری پیچیده تر بود آمد.
روش کوک کردن بیش از هر چیز از سیستم گام میانه (mean tone) پیروی می کرد. در این سیستم، سوم های ماژور بطوردقیق کوک می شدند و سایر فواصل به نسبت آنها در تعادل قرار می گرفتند. این حالت باعث بوجود آمدن برخی فواصل ناخواسته و به دنبال آن، صدایی زوزه مانند می شد که در نهایت صدایی شبیه به زوزه گرگ شنیده می شد. به همین دلیل آن را "فاصله گرگی" می نامیدند. اگر یک سری پنجم (a series of fifth) از "لا"ی پائین به بالا کوک شوند، وقتی به "لا"ی بالا می رسیم یک دیز ربع "گام میانه" شکل می گیرد. این اتفاق زمانی رخ می دهد که همگی در فواصل خالص (pure intervals) کوک شده باشند. به این حالت در اصطلاح کامای پیتاگوری (Pythagorean comma) گفته می شود.
نام اسپینت از مخترع آن که جیوانی اسپینت نام داشت یا از شاخ یا اسپاین که برای نواختن تارهای ساز بکار می رفت برگرفته شده است.

1420
در سال 1420 نام چنگ برای نخستین بار در انگلستان در سیاهه های حسابداری کشور به میان آمد. در این سیاهه ها عنوان شده است: "ویلیام مارکِنز مبلغ 8.13 پوند بابت خرید دو چنگ برای (پادشاه) هنری پنجم و ملکه کاترین پرداخت نمود". هنری پنجم بین سال های 1413 تا 1422 حکومت می کرد. شکل ظاهری هارپسیکوردها که با یک دسته (manual) و یک رجیستر (Register) دو فوتی ساخته می شدند در مقایسه با پیانوگرندهای امروزی، مثلثی شکل ساخته می شدند. تارهای این ساز بطور نرمال مانند تارهایی تنظیم می شود که در پیانوگرندهای قدیمی، صاف دیده می شوند (مانند پیانوهای امروزی سیمهای باس آنها از روی دیگر سیمها عبور نمی کرد). نواختن این ساز با استفاده از مضراب هایی انجام می شود که در روغن زیتون آغشته شده باشند. این روغن باعث استحکام این نوع مضراب ها می شود. اما گاهی اوقات برای این منظور از چرم نیز استفاده می شود تا افزون بر استحکام، امکان ایجاد کنتراست در تن فراهم شود. در هارپسیکوردهای امروزین بهتر است از نایلون استفاده شود. وقتی کلید این ساز فشار داده می شود انتهای آن یک تکه چوب یا نایلون که در اصطلاح جک نامیده می شود و طولی به اندازه پنج تا هشت اینچ دارد را بالا می برد. وقتی کلید آزاد می شود مضراب از طریق یک فنر تعبیه شده، آزاد می شود. دمپر به مضراب چسبیده و گاهی اوقات شباهت به یک پرچم پیدا می کند. وقتی ریل نگه دارنده جک کنار می رود، جک نیز کنار می رود. این ریل از حرکت بیش از اندازه جک جلوگیری می کند. یک پیچ نیز در در انتهای زیرین جک تعبیه شده که طول آن را تنظیم می کند. هنگامی که دست بی حرکت می ماند، اگر تار نواخته نشود در این صورت می توان با استفاده از یک پیچ کوچک که در نوک یا نزدیک به آن قرار گرفته، تنظیمات تازه ای اعمال کرد. برای ساختن مضراب از جنس استخوان نهنگ، چوب و یا صدف استفاده می شود. به نظر می رسد خاستگاه این نوع هاریسپکورد، ایتالیا باشد. چهار اکتاو در آن زمان دامنه ای نرمال تلقی می شد و امکان اجرای نت های گوناگون در کلیدهای دیگری که نت هایشان کمتر استفاده می شده است وجود داشت. برای مثال، کلید "می" قادر بود "دو"ی پایین را بنوازد، "فا" قادر بود "فا" را بنوازد و ... مابقی کلیدها کار طبیعی شان را انجام می دادند. در هارپسیکوردهای انگلیسی که عقب کلاویه ها برای همان نت و جلوی آنها برای نت دیگر درنظرگرفته شده بود بر روی دو کلید نخست نوعی فاصله دیده می شود.

1598
پالادینو (Paladino) که طی نامه ای به دوک مودنا (Duke of Modena) ساز خود را توصیف نموده، آنرا به نام "Pian e Forte" خوانده است. هر چند این ساز قابلیت کم و زیاد کردن صدا را دارد، اما معلوم نیست که آیا نوعی هارپسیکورد تنظیم شده با یک وسیله خاص و یا یک پیانوی چکش دار واقعی بوده است یا نه.

 


1682
در چهاردهم جولای 1628 هنری پارسل (Henry Purcell) به سِمت نوازنده ارگ "چاپل رویال" (Chapel Royal) در لندن منصوب شد. وی به دلیل اجرای بیش از یک صد اثر سبک باروک از جمله اپرا مینیاتور "دیدو و آنیاس" (Miniature Opera “Dido & Aeneas”) و اجرای موسیقایی "رویای نیمه شب تابستانی" (A Midsummer Night’s Dream) اثر شکسپیر (Shakespeare) مشهور بود. از آن جا که اسپینت در آن روزگار به دلیل داشتن دانگ بزرگ تر و تن قوی تر، از ویرجینال محبوبیت بیش تری داشت، پارسل برای اجرای برخی از این آثار از این ساز بهره می گرفت.

1799 - 1700
.1709
در بسیاری از منابع آمده که در این سال، سازی ابداع شد که می توان آن را یک "Pianoforte" واقعی پنداشت. نویسنده ای به نام اسیپیون مافی (Scipione Maffei) مقاله ای در آن سال پیرامون این ساز که توسط بارتولومئو کریستوفوری (1732-1655) ساخته شده بود، نوشت. او فردی بود که گفته می شود به احتمال قوی چهار "gravicembali col piano e forte" یا هارپسیکوردهای دارای قابلیت کم و زیاد شدن صدا اختراع کرد. داشتن نخستین مکانیسم واقعی آزادسازی (Escapement)، ویژگی اصلی این ساز بود و در اصطلاح به آن "هارپسیکورد چکش دار" گفته می شد. چکش های کوچک بکاررفته در این ساز از یک لایه چرم پوشانده می شدند. این ساز بایکورد (Bichords) داشته و همه دمپرهای آن از هم جدا بودند. به نظر می رسد وی تا سال 1726 برای اکشن این ساز، یک استاپ (stop) تعبیه کرده باشد تا چکش ها تنها با یک یا دو تار برخورد داشته باشند. او تا آن زمان نزدیک به بیست عدد پیانو ساخت و پس از آن تصور می شود احتمالا به علت کم علاقه بودن به پیانو بار دیگر به ساخت هارپسیکورد روی آورده باشد. سه نمونه از پیانوهای ساخت او امروز موجود است. یکی از این پیانوها چهار اکتاو داشته و قدمت آن به سال 1720 برمی گردد و اکنون در نیویورک نگه داری می شود. دیگری چهار و نیم اکتاو داشته و از سال 1726 باقی مانده و در لایپزیگ آلمان نگه داشته می شود. نمونه سوم مربوط به سال 1722 بوده و در رم موجود است. امروز نزدیک به ده ساز دستی (که با دست نواخته می شوند) به نام کریستوفوری موجود است.

1711
جان شور (John Shore) مخترع چنگال کوک است. او در سال 1688 به سمت نوازنده ترومپت سلطنتی برگزیده شد و بعدها در سال 1708 به نوازنده ارشد ترومپت ترفیع یافت. او همچنین در چاپل رویال، نوازنده لوت (Lute) نیز بود که در سال 1706 به این سمت رسید. لوت نوعی ساز گیتارمانند است با گردنی دراز و بدنه ای شبیه به گلابی که در سده های چهارده تا هفده کاربرد فراوان داشت. نگه داشتن این ساز در حالت کوک بسیار دشوار است. انگیزه اصلی شور در ساختن چنگال، کوک کردن این ساز بوده است. وی در سال 1752 درگذشت.

1725
یوهان اولریچ ون کونیگ (Johann Olrich Von Konig)، شاعر درباری در درسدن (Dresden)، ترجمه مقاله مافی (Muffei) با موضوع پیانوی کریستوفوری (Cristofori) را منتشر کرد و ظرف مدت یک سال، گوتفرید سیلبرمن (Gottfried Silberman) (1753-1683) دو نمونه از این پیانو را تولید کرد. اما این پیانو نیز توجه خاصی را به خود جلب نکرد. باخ (Bach)، دوست نزدیک سیلبرمن، علاقه ای به پیانوهای ساخت او نداشت، اما بعدها نظرش تغییر کرد. کریستین فردریچی (Christian Ernst Friederici)، از شاگردان سیلبرمن، آن قدر بر روی پیانو کار کرد تا این که توانست یک پیانوی مربعی کوچک بسازد. وی نام این پیانو را Forbien گذاشت. پس از آن، فردریچی شروع به ساختن پیانوهای پیرامید نمود. این پیانو در حقیقت شباهت به پیانوگرند داشت و بصورت عمودی تنظیم می شد. هنوز جنگ هفت ساله آلمان در سال 1760 به پایان نرسیده بود که این پیانو رفته رفته محبوبیت درخور توجهی پیدا کرد. زیرا این مقطع از زمان مقارن شد با ورود دوازده تن از سازندگان ساز، معروف به "دوازده پیام آور" به انگلستان. یوهان کریستوف زومپ (Johann Christoph Zumpe) یکی از این دوازده تن بود که به دلیل پیانوهای کوچک اما بسیار موفقی که ساخته بود به شهرت رسیده بود و به همین خاطر نامش در نیمه دوم سده هجدهم خوش درخشید. هنوز معلوم نیست بانتبارت (Bantebart) که شاگرد سیلبرمن بود چه زمانی وارد انگلستان شد و در آغاز برای شادی (Shudi)، سازنده معروف هارپسیکورد، شروع به کار کرد.

1730
بر اساس اطلس پیانوی Pierce، شرکت پیانوسازان کرکمن (Kirkman) در این سال پایه گذاری شد. این شرکت کسب و کار خود را از همسر فردی به نام تابل (Tabel) به ارث برده بود. کمی پس از درگذشت تابل، وی با او ازدواج کرد. تابل هارپسیکوردساز بود و این کار را از راکرز (Ruckers) فراگرفته بود. وی در سال 1680 به لندن آمد و شروع به ساخت هارپسیکورد نمود. آبراهام کرکمن که متولد سال 1710 در محلی به نام بایش ویلر (Bischweiler) در نزدیکی استراسبورگ (Strasbourg) بود، برای کار نزد تابل آمد. در سال 1742 به خیابان پالتنی بزرگ (Great Pulteney) نقل مکان کرد:
(1817) (تولید و تقدیم پیانوفورته گرند به اعلی حضرت و پرنس رگنت (Regent))
(1832-1818) (تولید و تقدیم پیانوفورته گرند به اعلی حضرت) میدان گلدن (Golden)، خیابان براد (Broad) پلاک 19
(1896-1822) کرکمن، جوزف (جونیور) سوهو (Soho)، خیابان فریت (Frith) پلاک 67
(1831) میدان سوهو پلاک 3
(1846) خیابان دین (Dean) پلاک 9
(1848) میدان گلدن، کاخ دولور (DuLour)
(1864) میدان گلدن، خیابان براد پلاک 21
(1894) میدان هانوور (Hanover)، خیابان جرج (George) پلاک A12
این شرکت با شرکت کولارد (Collard) در لندن، خیابان باند (Bond) پلاک 50 در ارتباط بود. درست مانند ارتباطی که این شرکت با شرکت چاپلداشت. نمونه بسیار خوبی از هارپسیکورد کرکمن در کلکسیون خصوصی کولت کلاویر () موجود است. در سال 1896، جرجیا کرکمن شرکت خود را به شرکت کولارد فروخت.

1732
ی.س.ف. باخ (J.C.F. Bach) در این سال به دنیا آمد

1733
در یازدهم آوریل این سال، اِرل آو بریستول (Earl of Briston) مبلغ 0.17 پوند بابت کوک کردن هارپسیکورد خود پرداخت کرد. این قیمت به احتمال قوی بابت یک سال ارائه این خدمات بوده باشد.


1735 ی. س. باخ (J.C. Bach) در سال 1735 به دنیا آمد. به گفته پیرس (Pierce)، در همین سال، شیدمایر (Schiedmayer) نخستین پیانوی خود را ساخت. پیش از آن وی به ساخت هارپسیکورد اشتغال داشت. وی متولد سال 1711 بود و در سال 1781 در ارلانگن (Erlangen) درگذشت. وی سه پسر داشت که دو تن از آن ها از حوالی سال 1790 وارد عرصه تولید پیانو با همین برند شدند. نام این دو پسر آدام و دیوید شیدمایر (Adam & David Shiedmayer) بود. بعدها نزدیک به سال 1853 آن ها به یک شرکت واحد تبدیل شدند.

1739
می توان گفت نخستین پیانوی ایستاده در این سال بدست دومینیکو دل ملا (Domenico del Mela) ساخته شد. این پیانو در آغاز شباهت چندانی به پیانوهای ایستاده ای که ما امروز می شناسیم یا پیانوهایی که هاوکنیز (Hawkins) در سال 1800 ساخت نداشت. دانگ دل ملا (Del Mela) از "دو" تا "می" بوده و این پیانو اکنون در موزه Museo del Conservatorio واقع در فلورانس (Florence) نگه داری می شود.

1740
پیانوی ساخته شده توسط شرکت برادوود (Broadwood) از میان سازهای کیبوردی، موفق به دریافت نشان Royal Warrant (ضمانت سلطنتی) شد.

1742
سیزدهم آوریل این سال شاهد نخستین اجرای عمومی Messiah توسط جرج فردریک هندل (George Frederic Handel) بود. این اجرا در دوبلین، ایرلند صورت گرفت. Messiah از سه بخش تشکیل می شود و روایتگر تولد، رحلت و رستاخیز حضرت عیسی است.

1745
در این سال God Save the Queen (خدایا ملکه را نگه دار) تصنیف شد.

1745
فارنسیسکو پرز میرابال (Francisco Perez Mirabal) در این سال به ساخت پیانو در کشور اسپانیا اشتغال داشت. دو نمونه از پیانوهای ساخته او امروز موجود است. او در ساخت پیانو از سبک سیلبرمن از نت "سل" تا "سل"، با طول 239 سانتی متر پیروی می کرد. هر چند میرابال در ساخت چارچوب پیانو از چارچوب سیلبرمن استفاده می کرد اما عملکرد پیانوهای او شبیه به طرح فلورنتین (Florentine) بود. روش او در کشیدن تارها مشابه و رقیبی در آن زمان نداشت. او در این کار برای هر نت در treble سه تار بصورت تک یا جفتی تعبیه می کرد. تار تک در مقایسه با تارهای جفتی از طول صدای بیشتری برخوردار بود. تارهای جفتی از پین های پل مانند بر روی پل اول عبور می کنند و در آن جا از یک پین پل به پین دوم می رسید. تار تک از درون شکافی که در پل اول بود عبور داده میشد و بدین ترتیب به پل دوم می رسید و در آن جا از دو پین دیگر نیز عبور می کرد. به نظر می رسد این سیستم باعث شده بود تا کوک کردن ساز و ایجاد ترکیب هارمونیک جدید و بی سابقه بسادگی انجام پذیرد.

1748
اشتاین (Stein) در این سال شاگرد سیلبرمن شد و تا ژوئن سال 1749 نزد او تلمذ کرد. در سال 1760 ازدواج کرد و صاحب پانزده فرزند شد. یکی از دختران او به نام نانت اشتاین (Nannette Stein) بهترین شاگرد او شد. دیوید شیدمایر (David Schiedmayer) نیز نزد او تلمذ کرد. اشتاین پژوهش فراوان انجام داد و توانست کارهای بسیاری را به نام خود ثبت کند.

1750
توماس کالیفورد (Thomas Culliford) در محل 112 چیپ ساید (Cheapside) لندن شرکت تولید پیانو تاسیس کرد. این زمان مقارن بود با شروع نیمه دوم سده هجدهم. او همچنین مدتی در شرکت لانگمن و برادران (Longman&Broderip) کار کرد.

1752
کلمنتی (Clementi) در روم دیده به جهان گشود. وی فرزند سیلورسمیت (Silversmith) بود. در سال 1766 زمانی که 14 ساله بود، به انگلستان آمد و در ولتشایر (Wiltshire) زیر سایه پر مهر پیتر بکفورد (Peter Bechford) به زندگی خود ادامه داد. در سال 1801 در لندن، کار خود را به صورت رسمی آغاز نمود. کلمنتی متد بسیار ارزشمند آموزش پیانوی خود را به چاپ رسانید که حتی بتهوون آن را تایید و تمجید نمود و شاگردانی را برای کلمنتی راهی جاده کرد.

1756
در این سال و. آ. موزارت (Wolfgang Amadeus Mozart) به دنیا آمد.

1760
کریستین ارنست فردریچی در این سال کار خود را آغاز کرد. س.پ.ای. باخ (C.P.E. Bach) در تاریخ دهم نوامبر 1773 نامه ای به فورکِل نوشت و در آن عنوان داشت کلاویکورد فردریسی را به کلاویکورد ساخته شده توسط فریتز ترجیح می دهد. فردریسی هم چنان به ساخت پیانوهای مربعی شکل کوچک که بعدها محبوبیت بالایی پیدا کردند ادامه داد.

1761
در سپتامبر این سال، جان برادوود (John Broadwood) کار خود برای بارکات شادی (Burkat Shudi) را آغاز کرد.

1761
ی. س. زومپ (J.C.Zumpe) سازنده آلمانی پیانو بود که نزد سیلبرمن تلمذ کرده بود. او هم چنین مدتی برای شادی (Shudi) در ساخت هارپسیکوردهایش کار کرد. وی در سال 1761 کارگاه خود را در لندن، میدان هانووِر (Hanover)، خیابان پرنسس (Princes) 7 راه اندازی کرد و تا سال 1780 در همان محل به کار خود ادامه داد. او بین سال های 1780 تا 1784 به میدان کاوندیش، خیابان پرنسس نقل مکان کرد. امروزه پیانو/ارگی در موزه هنرهای پاریس نگه داری می شود که نام زومپ و بانتبارت (Buntebart) بر آن نقش بسته است. وی طی سالهای 1769 تا 1779 با بانتبارت شراکت کرد. اکشن پیانوهای مربع شکل زومپ بسیار ساده بود که به آن در اصطلاح "سر پیرمرد (old man’s head)" یا "single action mop stick " گفته می شد. سر چکشها بوسیله پدهایی از جنس چرم که بر روی انتهای سیم های برنجی ضخیم قرار داده شده در انتهای کلیدها تعبیه شده بود، به تارها ضربه وارد می کرد. یعنی هیچ گونه آزادسازی یا checking وجود نداشت. در این سیستم عملکرد چکش ها تنها از طریق پدهای تعبیه شده که امکان بالا آمدن را برای این چکش ها فراهم می کردند بود. دمپر ها در قسمتی واقع در بالای چکش ها تعبیه می شدند؛ جایی که اهرم با نمد (cloth) تماس پیدا می کرد. در سمت چپ ساز، یک توقف (stop) تعبیه شده بود تا تمامی دمپرها بالا بیایند. گاهی نیز دو توقف دستی (hand stop) تعبیه می شد تا treble و قسمت های بم بطورجداگانه بالا بیایند. پین های دستی در سمت راست قرار داشتند و hitch pin block در قسمت عقب، موازی با کیبورد واقع شده بود. پیانویی که زومپ در سال 1766 می ساخت و در آن ها نت های سیاه (black notes) تعبیه می کرد، به دو قسمت تقسیم می شدند و تارهای ساز را کنترل می کردند. این کار امکان کوک کردن دیزها (Sharps) بصورت دیز و کوک کردن بمل ها (Flats) بصورت بمل را فراهم می کرد. زومپ از یک کابینت ساز اسکاتلندی به نام جان برادوود دعوت به همکاری کرد. او نیز به لندن آمد تا اقبال خود را در این کار بیازماید. در سال 1769، وی با خانمی به نام باربارا (Barbara)، دختر شادی (Shudi) – همان سازنده هارپسیکورد که زومپ مدتی برایش کار کرده بود- ازدواج کرد. در سال 1763، احتمالا نخستین تبلیغات برای پیانو در کشور بریتانیا توسط زومپ صورت گرفت. او این پیانوها را به قیمت 50 پوند می فروخت. تا سال 1767، یکی از نخستین اجراهای معروف عمومی با استفاده از پیانوی ساخت زومپ در محل اپرای بگار (Beggar) در کاوت گاردن (Covet Garden) صورت گرفت.

1767
شرکت لانگمن و برادران (Longman & Broderip) که در زمینه نشر آثار موسیقی و فروش ساز فعالیت داشت در این سال توسط جیمز لانگمن (James Longman) پایه گذاری شد و در آغاز در همان محل معروف با نشانی لندن، چیپ¬ساید 26، آغاز به کار کرد. پیانوهای آن ها را گیب و گالیفورد (Geib and Gulliford) می ساختند. نخستین نمونه پیانوهای مربعی شکل که امروز موجود است به نام لانگمن ثبت شده و متعلق به سال 1770 بوده و در موزه بوستن (Boston) نگه داری می شود. این پیانو هفت اکتاو از "ر" تا "لا" دارد. در سال 1798، این شرکت به شرکت لانگمن و کلمنتی (Longman&Clementi) تغییر یافت و در سال 1832 زمانی که کلمنتی درگذشت این شرکت به Collard&Collard تبدیل شد.

1768
ی. س. باخ (J.C.Bach) نخستین تک نوازی پیانو را بر روی سازهای زومپ در Thatched House واقع در لندن ارائه کرد. این ساز 50 پوند قیمت داشت.

1768
گابریل بانتبارت (Gabriel Bantebart) در این سال به میدان هانوور، خیابان پرنسس 7 نقل مکان کرد و تا سال 1795 در آن جا ماند. یکی از پیانوهای ساخت او در موزه بروکسل نگه داری می شود.

1770
ل.ف.بتهوون (Ludwig Van Beethoven) در این سال زاده شد.

1771
امریکوس بیکرز (Americus Backers) در این سال پیانویی را نمایش داد که اکشنی مشابه پیانوی کریستوفوری داشت با کمی تفاوت. پیانوسازهای برادوود و استودارت (Broadwood & Stodart) او را در ساخت اکشن این پیانو یاری کردند. برادوود در ساخت پیانوهای خود از این اکشن استفاده کرده و طولی نکشید که این امر به "اکشن برادوود" یا "اکشن انگلیسی" مشهور شد. این رویداد مقارن شد با زمانی که برادوود درصدد تصدی شرکت بود و این اکشن در آغاز این سده مورد استفاده قرار گرفت. بیکرز در سال 1761 در لندن، خیابان جرمین (Jermyn) کار خود را آغاز کرد و تا سال 1781 در همان جا فعالیت داشت.

1771
رابرت استودارت نام گرند (Grand) را برای ساز خود ثبت کرد. این نخستین کاربرد واژه "گرند" بصورت ثبت شده به شمار می آید.

1772
یوهان آندریاس اشتاین (Johann Andreas Stein) (1792-1728) که بین سال های 1749 تا 1750 از شاگردان معروف سیلبرمن بود در سال 1772 موفق به کشف اکشن وینی (Viennese Action) شد. در مدل ساخت او، چکش ها در وسط گیره فنر فلزی واقع بر روی کلیدها که کاسپل نام داشت با سر چکش های رو به نوازنده و میله های تنظیم شده در جهت افقی و موازی با کلیدها قرار داده می شد. این میله ها قدری بیرون زدگی داشتند و با فنر یا نگه دارنده متحرک (moveable stopper) تماس پیدا می کردند و بدین شیوه، وقتی فشاری بر کلید وارد می شد عقب میله نگه داشته می شد و چکش ها به سمت جلو فشار داده می شدند تا این که عمل گریز (escapement) صورت گیرد. این اکشن همچنین به South German یا Back Striker معروف است. تارها در این ساز در مقایسه با سازهای مشابه، بطورطبیعی پنج درصد ضخامت بیشتری داشته و چکش ها در آن ها بسیار کوچک تر بوده و یک لایه بر روی آن ها کشیده شده بود که باعث روان تر شدن و بهتر شدن تماس و صدای تولیدی می شد. موزارت به این نوع پیانو علاقه فراوان داشت. اکشن انگلیسی دارای جک مخصوصی بود که در وسط کلید واقع شده و بالای آن شکاف را حرکت داده و همین امر سبب بالا رفتن چکش می شد. وقتی چکش در فاصله یک هشتم اینچ از تار قرار می گرفت، جک بوسیله دکمه ای مخصوص عمل گریز را انجام می داد (escape). شکاف در این حالت با این دکمه در تماس بوده و جک را دور می کند. یک تار سیمی وارد شده به کلید جک را پیوسته به سمت جلو می راند تا در مقابل شکاف جای گیرد. این اکشن همچنین به "اکشن مستقیم" نیز معروف بود زیرا در این اکشن، جک بطورمستقیم زیر شکاف واقع می شود. این اکشن به دلیل کاربرد گسترده اش در بازار بعدها به اکشن برادوود معروف شد.

1773
قطعه سوناتا اپوس 2 (Sonata Opus 2) از کلمنتی احتمالا یکی از نخستین قطعاتی است که با این پیانو و نه هارپسیکورد نواخته شد. اجرای سوناتای مشهور هایدن نیز رفته رفته از هارپسیکورد به پیانو تغییر یافت. اما پیانو کنسرتوهای موزارت بود که باعث شد پیانو در کانون توجه قرار گیرد. موزارت علاقه ای به اکشن انگلیسی نداشت زیرا بسیار سنگین بود و دمپر های آن کُند حرکت می کردند. یکی از دلایلی این که موسیقی موزارت، بر خلاف موسیقی کلمنتی، به خوبی به سوی پیانوی مدرن حرکت می کند همین بود.

1774
در این سال، فردریک بک (Frederick Beck) در لندن، میدان گلدن (Golden)، خیابان براد (Broad) 4 شروع به فعالیت کرد. اسناد مکتوبی درباره او پس از سال 1795 وجود ندارد.

1774
جان ژوزف مرلین (1804-1735) در سال 1760 به انگلستان سفر کرد. او پدال "una corda" را ابداع کرد. این پدال اکشن را به یک جهت هدایت می کرد و به جای سه تار تنها به دو تار ضربه وارد می کرد. وی در سال 1774، به دلیل ترکیب هارپسیکورد و پیانو که به "هارپسیکورد مرکب" Compound Harpsichord مشهور شد این ابداع را به نام خود تحت شماره 1081 ثبت کرد.

1775
جان برنت (John Behrent) فیلادلفیایی احتمالا نخستین سازنده پیانو در امریکا بود. پیانوهای او مربعی شکل بودند.

1776
در این سال امریکا استقلال خود را اعلام کرد.

1777
در این سال، ارارد (Erard) نخستین پیانوی مربعی خود را ساخت. این پیانو به احتمال قوی کپی برداری شده از پیانوی زومپ انگلیسی بود.

1777
رابرت استودارت (Robert Stodart) شاگرد پیشین جان برادوود (John Broadwood) که موفق به ساخت سازی مرکب از هارپسیکورد و پیانو شده بود، این ابداع خود را تحت شماره 1172 به نام خود ثبت کرد. در واقع شما زمانی که پدال را فشار می دهید، اکشن از پیانو به هارپسیکورد منتقل می شود. اگر پدال دوم را فشار دهید، حجم صدا بیشتر می شود.

1777
ارارد ((Erard نخستین پیانوی خود را در این سال در کشور فرانسه ساخت. وی سپس به انگلستان سفر کرد و تا سال 1796 در آن جا اقامت کرد. آن گاه بار دیگر به فرانسه بازگشت و در سال 1802 کارخانه خود را در پاریس راه اندازی کرد.

1779
در این سال حرفه پیانوسازی در استونی شکل گرفت. برای این کار، مغازه هایی با محیط های مردانه و کوچک باز شدند. بعدها این محیط ها به شرکتی تحت عنوان استونی (Estonia) تبدیل شدند که در سال 1893 کار خود را آغاز کرد.

1783
در این سال، برادوود پدال ثابت (Sustain) را ابداع کرد. در حال حاضر در موزه راسل (Russell)، نمونه ای از پیانو گرند بیکرز (Backers) متعلق به سال 1772 نگه داری می شود که دو پدال دارد. سمت راست آن، پدال Sustain و سمت چپ آن una corda واقع شده که می توان از این شمایل چنین برداشت کرد که آمریکوس بیکرز نخستین کسی بود که از پدال Sustain و una corda استفاده کرد.

1783
دانگ متداول برای پیانو در این سال شش اکتاو بود. در این مقطع از زمان، پیانو نسبت به هارپسیکورد محبوبیت بیشتری پیدا کرد.

1785
جرج آستور (George Astor) در این سال شرکت خود را در لندن، کورن هیل (Cornhill) 73 پایه گذاری کرد و آن را در سال 1810 تعطیل کرد.

1786
جان گیب در این سال اکشن grosshopper خود را برای پیانوهای مربعی ابداع کرد. این زمان مقارن بود با دوره ای که وی برای شرکت لانگمن و برادران کار می کرد. براساس "The Pianoforte" اثر هاردینگ (Harding)، او کارمند این شرکت بوده است. اما بر اساس "Early Keyboard Instruments" اثر جیمز (James)، آدرس شغلی گیب از سال 1775 تا زمان مهاجرتش در سال 1798، "Old Bailey London" بوده. همچنین او یک محفظه لولایی برای ثابت نگه داشتن موقعیت کلیدها ابداع نمود، به گونه ای که چرخ دنده ای متحرک دور محفظه می پیچید و پین آن در پشت محفظه قرار می گرفت. اکشن های لغزنده بعدی برای پیانوهای دیواری، همگی از این تکنولوژی الهام گرفتند.

1787
شرکت بری و ساموئل (Bury, Samuel & Co.) در لندن، دروازه بیشاپ (Bishop’s Gate)، شماره 113 پایه گذاری شد. در بایگانی هیچ اثری بعد از سال 1794 از آنها موجود نمی باشد.

1787
پاسکال تاسکین (Pascal Taskin) در این سال نوعی تار بازگشتی (return string) ابداع کرد. وی در این زمینه از پین دستی پیچی در حلقه ای فلزی استفاده کرد که سیم ها از آن عبور داده می شدند. یک انتهای این حلقه از یک بلوک چوبی می گذشت، به گونه ای که امکان حرکت رو به جلو یا رو به عقب آن از طریق یک مهره مخصوص فراهم می شد. این روش، برخلاف سیستم جیمز استوارت که در سال 1827 آن را ابداع کرده بود، گران و پرهزینه بود. بنابراین کاربرد گسترده آن شدنی نبود. سیستم استوارت امروزه نیز توسط کلیه پیانوسازان مورد استفاده قرار دارد.

1790
جیمز بال (James Ball) در این سال کارگاه پیانوسازی خود را در لندن، خیابان دوک (Duke) راه اندازی کرد و تا سال 1817 در آن جا کار کرد.

1790
لودوینگ لنکفلد (Ludwig Lenkfeld) در این سال کارگاه خود را در خیابان کورت تاتنهام (tottenham Court) تاسیس کرد و تا سال 1796 در آن محل فعالیت داشت. او مدت کوتاهی با گیب (Geib) شراکت داشت.

1793
جان آدلام (John Adlam) تقریبا در همین سال محل کار خود را واقع در خیابان کینگ (King) 40 در شهر لندن پایه گذاری کرد.

1793
شرکت برادوود در این سال آخرین هارپسیکورد خود را تولید کرد.

1793
شرکت مونرو و مای (Monro&May) در این سال در شهر لندن در هیل اسنو (Snow Hill)، خیابان اسکینر (Skinner) 60 تاسیس شد. این شرکت از سال 1793 تا 1827 به فعالیت خود ادامه داد. مونرو در آغاز مدتی برای شرکت لانگمن و برادران تا سال 1788 کار کرده بود و از آن زمان تا سال 1793 برای خودش بطورمستقل کار می کرد.

1793
جان آدولف ایباچ ((John Adolph Ibach در این سال مرکز خود را در آلمان، بارمن (Barmen) راه اندازی کرد. این مرکز که قدیمی ترین مرکز خانوادگی تولید پیانو در جهان به شمار می آید همچنان به تولید سازهای مناسب در کارخانه خود واقع در آلمان اشتغال دارد.

1793
جان برادوود در این سال پنجاه درصد از سهام شرکت خود را به نام پسرش، جیمز شادی برادوود، در آورد و نام شرکت را به "جان برادوود و پسران" تغییر داد. جیمز تا آن زمان در تمامی بخش های این کارخانه تجربه کار را پیدا کرده بود و با ساخت پیانو نیز آشنایی کامل داشت.

1798
شرکت لانگمن و برادران که در زمینه نشر آثار موسیقی و فروش ساز فعالیت داشت در این سال دچار ورشکستگی شد. محل های فعالیت این شرکت عبارت بودند از شهر لندن، خیابان کورت تاتنهام 195 و نیز خیابان چیپ¬ساید 26 . این رویداد نقطه عطفی در تاریخ زندگی کلمنتی بود. زیرا کلمنتی مشارکت زیادی با این شرکت داشت. او تصمیم گرفت با چهار فرد دیگر شراکت کند و بار دیگر شرکت خود را از این طریق احیا نماید. یکی از این چهار تن فردریک کولارد (Frederick Collard)، اهل سومرسِت (Somerset)، بود.
پیشه کولارد نجاری بود. او در جریان این شراکت مسئولیت تولید و کلمنتی نیز مسئولیت بخش فروش را برعهده گرفت. سرانجام کلمنتی به یکی از رقبای اصلی شرکت برادوود تبدیل شد. وی بشخصه تاجر مستعدی بود و در زمینه موسیقی نیز دستی توانا داشت. اما متاسفانه همگام با تغییرات زمانه خویش حرکت نمی کرد و به این مساله اعتنایی نداشت. وی زمانی که می باید مدلی با overdamping و overstringing تولید می کرد، این کار را نکرد و از روش های مبتکرانه ای که از امریکا می آمد دور ماند. شرکت او سرانجام به شرکت Collard and Collard تبدیل شد. کولارد هم چنان برای جان اسکوایر (John Squire) در خیابان سوترتون (Sutterton) 22 و 23 ، خیابان کالدونی (Caledonian Road) در شهر لندن، پیانو تولید می کرد. کلمنتی در سال 1832 در ایوشام (Evesham) انگلستان درگذشت. در سال 1960، چاپل (Chappell) تصدی شرکت کولارد (Collard) را برعهده گرفت اما با کمال تاسف، در اثر وقوع آتش سوزی، کلیه اسناد این شرکت از بین رفت که اسناد کلمنتی نیز در میان آن ها بود.

1798
توماس تام کینسون (Thomas Tomkinson) (1851-1798) در سال 1851 کارگاه خود را واقع در لندن، سوهو (Soho)، خیابان دین (Dean) 55 راه اندازی کرد. وی بعدها به خیابان دین 77 نقل مکان کرد. او پیانوهای مربعی شکل و پیانو گراند تولید می کرد. پیانوهایی که وی در آغاز تولید می کرد 6 اکتاو از "فا" تا "فا" داشت. در سال 1829، دانگ پیانوهای او به شش و نیم اکتاو، از "دو" تا "دو" افزایش یافت.
نخستین پیانوی ایستاده واقعی در این سال بدست جان ایزاک هاوکینز (John Isaac Hawkins) انگلیسی که در فیلادفلیا زندگی می کرد ساخته شد. در این پیانو، تارها در زیر صفحه کلید (کیبورد) تعبیه شده بودند و بوسیله پین های مخصوصی در زیر تثبیت شده بودند (برخلاف پیانوهای پیرامید (هرمی شکل) که در آن ها تارهای ساز از کیبورد به سمت بالا امتداد داشتند). دانگ این ساز پنج اکتاو و فاصله یک اکتاو 158 میلی متر بود. هاوکینز در چهاردهم مارس 1772 به دنیا آمد. وی نخست برای تحصیل در رشته پزشکی وارد دانشگاه شد اما بعدها از این کار منصرف شد و وارد عرصه پیانوسازی شد. گفته می شود وی برای توماس جفرسون (Thomas Jefferson) پیانو ساخته، اما جفرسون روی خوشی به پیانوی او نشان نداد و آن را به هاوکینز پس داد. طولی نکشید که امریکا را ترک کرد و به انگلستان بازگشت و به فروش قهوه پرداخت. بعدها، نزدیک سال 1819، یک موزه آثار مکانیکی راه اندازی کرد.

1800
در این سال، Jacquardweaving loom در لیون ساخته شد. این دستگاه برای بافتن پارچه تحت کنترل punchedcards طراحی شده بود. بعدها این ایده گسترش پیدا کرد و به عرصه تولید سازهای موسیقی راه پیدا کرد و در نهایت بستر ابداعات نو در زمینه پیانوسازی را فراهم کرده و سبب ابداع پیانولا (Pianola) شد.

1801
ارارد در این سال یک پیانوی گراند برای ناپلئون ساخت. این پیانو اکشن وینی داشت و از پنج پدال تشکیل می شد.

1801
ادوارد ریلی (EdwardRiley) در این سال ساخت پیانو transposing را به نام خود ثبت کرد. در این پیانو، صفحه کلید از پهلو حرکت می کرد و امکان عملکرد کلیدها در نوت های گوناگون را فراهم می ساخت. در همین سال، یاکوب بال (Jacob Ball) نیز پیانویی مشابه ساخت که گفته می شود هنوز نمونه ای از این ساز موجود است.

1802
کارخانه ارارد در پاریس تاسیس شد و موازی با خط تولید کارخانه برادوود، کار خود را آغاز کرد.

1802
پیانو گراند شش اکتاوی شرکت برادوود در شهر لندن با قیمت 84 پوند به فروش رسید. تقریبا در همین زمان، جان برادوود حقوقی بالغ بر 5 هزار پوند به کارکنانش می پرداخت. این در حالی بود که در آن زمان یک کارگر ماهر 100 پوند حقوق داشت.

1804
در این سال، شرکت چَلن پیانو لندن (Challen Pianos London) تاسیس شد. علت شهرت این شرکت ساخت بزرگ ترین پیانو گرند جهان با عمق 12 فوتی (حدود 366 سانتی متر) بود. این شرکت بعدها در انگلستان به بارت و رابینسون (Barratt & Robinson) رسید.

1804
در این سال یوهان اشتراوس (Johann Strauss) زاده شد.

1804
یوهان باپتیست کرامر (Johann Baptist Cramer) برای اولین بار آثار خود را توسط شرکتی که به "Cramer & Keys" معروف بود به چاپ رسانید.

1807
اکشن استیکر (StickerAction) در این سال بدست ویلیام سوث ول (William Southwell) (1842-1756) ابداع شد. او بین سال های 1772 تا 1782 شاگرد وبر (Weber) دوبلین بود. سپس در دوبلین، خیابان فلیت (Fleet) 26 کارگاهی برای خود تاسیس کرد. این اکشن مناسبِ پیانوهای ایستاده و کابینت ( که به پیانوهای wall- climber نیز شهرت داشت) بود. در این اکشن، Hopper بوسیله یک لولا (Hinge) از جنس پوست گوساله بصورت عمود بر عقب کلیدها تنظیم می شد و پین های آزادسازی از داخل این hopper عبور می کرد. استیک یا جک، کلاویه را در فاصله ای مناسب از مرکز بالا می برد. Over-damper ها را می توان بطورطبیعی و کامل به صورت یک تکه از ساز جدا نمود. اما در کابینت های بزرگ تر یا پیانوهای معروف به "Wall-Climber" یک چهارپایه لازم است تا فرد کوک کننده پیانو دستش به پین های کوک برسد.

1807
ایگناس ژوزف پلیل (Ignaz Joseph Pleyel) در راپرستهال (Ruppersthal)، اتریش سُفلی (Lower Austria) در مورخ اول ژوئن سال 1767 به دنیا آمد و در مورخ 14 نوامبر 1831 در پاریس از دنیا رفت. وی کارخانه پیانوسازی خود را در سال 1807 در پاریس گشود. او نسبت به تولید ساز Pleyel با هدف "در دسترس همگان بودن ساز" آرام و قرار نداشت. در سال 1839 کمپانی اقدام به تولید نوعی پیانوی مربعی شکل بسیار عالی با قیمتی کاملا معقول نمود. کامیل (Camille)، پسرش، در سال 1831 تصدی این شرکت را برعهده گرفت و مدال های طلای متعددی را به دلیل تولید پیانوهای مناسب دریافت کرد. همچنین Pleyel نخستین پیانوی دابل گرند (Double Grand) را تولید کرد. دو پیانو در یک کالبد، که در هر یک از دو انتهای آن یک صفحه کلید تعبیه شده بود. وی در آغاز شاگرد کالکبرنر (Kalkbrenner) پیانیست بود و نزد هایدن (Haydn) نیز مدتی تلمذ کرده بود. او پیانوهای کوچک وارنوم (Warnum) را بسیار دوست می داشت. در سال 1815 از هنری پاپ درخواست کرد تا ساخت پیانوهای کلبه ای (Cottage Pianos) را با الگوی وارنوم ساماندهی کند. این عاملی تعیین کننده در نقطه آغاز او در تولید پیانوهای کوچک به شمار می آید. وی نخستین کسی بود که پیانوی دیواری (Upright) را به فرانسه معرفی کرد. در سال 1961 این شرکت با کمپانی ارارد تلفیق شد و در سال 1971 ارارد با شرکت شیمل در زمینه تولید پیانوهای ارارد و Pleyel وارد معامله شد. برخی از پیانوهای اولیه تولید شده به این شیوه در پاریس به "Pleyel Ignace" معروف شدند.

1807
ارارد در این سال نخستین کسی بود که از پل های گل میخی (Stud) فلزی استفاده کرد.

1807
یک آتش سوزی در مورخ بیستم مارس این سال در کارخانه پیانوسازی کلمنتی زیانی بالغ بر 40 هزار پوند به بار آورد که شرکت های بیمه در آن زمان تنها 15 هزار پوند آن را تقبل کردند. شرکت برادوود که بزرگ ترین رقیب شرکت کلمنتی بود به کمک کلمنتی شتافت و این شرکت را در انجام سفارش های پذیرفته شده یاری رساند. کارکنان برادوود نیز مبلغی را میان خود جمع آوری کرده و آن را صرف تجهیز دوباره شرکت کلمنتی کردند.

1808
میله های نگه دارنده از جنس فلز در این سال به عنوان پایه فریم های چوبی در پیانوهای گراند ساخت برادوود مورد استفاده قرار گرفتند.

1809
فتیکس مندلسون (Felix Mendelssohn) در این سال دیده به جهان گشود.
ارارد در این سال بست های پین دستی (Wrest Pin Bushings) را به نام خود تحت شماره 332 ثبت کرد. البته لزوما همه پیانوها دارای این پین ها نیستند.

1809
ارارد در این سال اکشن "آزادسازی رولر دوبل" (Roller Double Escapement) یا آزادسازی مرکب (CompoundEscapement) را ابداع کرد. رولر قادر بود چکش را در دو مسیر از طریق جک یا اهرم تکرار بالا آورد. وظیفه اصلی این اهرم عبارت بود از گرفتن چکش و نگه داشتن آن در زمانی که چکش بر روی رولر می افتاد. گاهی نیز چکش را به آرامی بالا می آورد. بعدها تغییراتی در این نوع اکشن صورت داده شد.

1809
رابرت وارنوم (RobertWarnum) پیانوهای کلبه ای را به نام خود ثبت کرد. این پیانو نوعی پیانوی ایستاده کوچک است. او بعدها اکشن tape-check را نیز ابداع و آن را در سال 1826 به نام خود ثبت کرد. به این اکشن در اصطلاح پیانینو (Pianino) یا پیکولو (Piccolo) نیز گفته می شد. این اکشن یک استیکر با ساقه (Shank) های کوتاه بود. پیانوهای وی بعدها محبوبیت زیادی پیدا کردند. پیانوهای گرند که انتهای آن ها رو به بالا ساخته می شد تا مدتی به پیانوهای "Giraffe" معروف بودند و پیانوهای دیگر به پیانوهای پیرامید (هرمی شکل). هارپ پیانو نیز وجود داشت که تارهای آن ها کاملا عیان بوده و در بالای سطح اکشن واقع شده بودند. این تارها دارای پین های گردشی در قسمت بالا بوده و نوعی هارپسیکورد ایستاده نیز به حساب می آمد. این نوع ساز در اصطلاح به "clavicytherium" معروف شد.
در نیمه نخست سده هجدهم پیانوهای خیابانی (street pianos) یا ارگ های بارل (Barrel) ابداع شدند. این نوع ساز فاقد دمپر بوده و کوک کردن آن بصورت کروماتیکی صورت می گرفت.

1810
در این سال فردریک شوپن (Frederic Chopin) به دنیا آمد.

1810
شرکت چاپل پیانو (Choppell Pianos) در لندن پایه گذاری شد. این شرکت همچنین پیانوهای "Elysian" نیز تولید می کرد که اکنون توسط یانگ چانگ (Young Chang) تولید می شود.

1810
در این سال رابرت شومان (Robert Schumann) به دنیا آمد.

1811
در این سال فرانس لیست (Franz Liszt) به دنیا آمد.

1811
در این سال، ساموئل چاپل (Samuel Chappell)، فرانسیس تاتور (Francis Tattor) و جان باپتیست کرامر یک شرکت نشر موسیقی به نام Chappell & Co در مورخ 1 ژانویه 1811 راه اندازی کردند. کرامر در سال 1813 این شرکت را ترک کرد و گفته می شود چاپل کل شرکت را در سال 1825 منحل کرد. بنا به ادعای یکی از منابع، کرامر شراکت خود را در انتهای توافق هفت ساله منعقد شده در سال 1818 منحل کرد. چاپل پسر بزرگش به نام ویلیام را در این شرکت به جای خود قرار داد. او نیز مدیریت این شرکت را تا مرگ پدرش در سال 1834 ادامه داد. اما بعدها مدیریت این شرکت بدست مادر ویلیام افتاد. پسر دوم وی به نام توماس 1819-1902 ترک تحصیل کرد تا در کنار پدری که در سالیان پایانی عمرش نابینا شده بود کار و به او کمک کند. کرامر در سال 1771 در مانهایم (Mannheim) به دنیا آمد و در سال 1858 در انگلستان از دنیا رفت. استاد او در این راه کلمنتی بود و در سال 1793 نخستین اجرای عمومی را با استفاده از پیانوی برادوود به او سپرد. او به واسطه نوازندگی شهرت بالایی داشت و بعدها به دریافت عنوان Glorious John (جان بزرگ) نایل آمد. یکی از شاگردان آینده دار او جرج اسمارت (George Smart) بود. کرامر پس از مدتی کار برای چاپل اقدام به تاسیس کارگاهی مستقل برای خود نمود.

1813
چارلز آلکان (Charles Alkan) در این سال به دنیا آمد.

1814
آدولف هنزلت (Adolf Von Henselt) در این سال به دنیا آمد.

1815
لیست قیمت پیانوهای شرکت آقایان جان برادوود و پسران (Messers.Johan Broadwood&Sons) در سال 1815:
• پیانو گراند شش اکتاو 40.10 پوند
• پیانو گراند شش اکتاو دارای تزئینات هنری 46.0 پوند
• پیانو گراند ایستاده شش اکتاو 46.0 پوند
• کابینت شش اکتاو 33.2 پوند
• کابینت شش اکتاو دارای تزئینات هنری 48.0 پوند
• کابینت شش اکتاو دارای کلیدهای اضافی 31.0 پوند
• پیانو مربعی دارای گوشه های گرد و دانگ C تا C 22.15پوند
• پیانو مربعی با دو اکشن 18.3 پوند
• پیانومربعی با یک اکشن 17.6 پوند
• پیانو مربعی (الگانت): 26.0 پوند

1817
در این سال، توماس برادوود از وین دیدار کرد و پس از آن نامه ای به بتهوون نوشت و به او پیشنهاد پیانو کرد. بتهوون قدردان این پیانوی شش اکتاوی بود. اما تن صدای پیانوی انگلیسی را بیشتر ترجیح می داد. در آن سال، شرکت برادوود از چهار میله فلزی در treble های پیانوگرندهایش استفاده می کرد.

1819
در این سال، برادوود کار طراحی سیم فولادین را از طریق ایجاد حفره هایی در الماس و یاقوت آغاز کرد. هم چنین بنظر می رسد در این سال، نخستین سیم فولادی در پیانوهای برادوود مورد استفاده قرار گرفت.

1820
آشر فریشرس (AucherFricres) یکی از نخستین پیانوسازانی بود که در پیانوهای خود کیبوردهای تاشو تعبیه کرد. این پیانو بعدها به پیانو کشتی (ship piano) معروف شد. این شرکت در دهه 1930 تولید پیانو را متوقف کرد.

1823
چیکرینگ (Chickering) (1853-1796) کار خود را به عنوان سازنده کابینت در نیو همپشایر (New Hampshire) آغاز کرد. او در سال 1818 شاگرد پیانوسازی به نام بابکوک (Babcock) در بوستون شده بود. گفته می شود وی با او شراکت نیز کرد که مدت آن از دو سال بیش تر نبود. وی در سال 1823 شرکت خود را تاسیس کرد و طولانی ترین سابقه تولید پیانو در امریکا را به نام خود ثبت کرد. این شرکت در سال 1932 با شرکت آئولین امریکن (Aeolian AmericanCrop.) ادغام شد و تا حوالی سال 1986 به ساخت پیانو ادامه داد.

1823
شرکت ایوستاف (Eavestaff) در سال 1823 در لندن، پارک فینسبِری (Finsbury) تاسیس شد. برادران براستد (Brasted) در سال 1925 این شرکت را به دست آوردند. در پایان دهه 1970 پیانوهای تولید این شرکت از طریق یک شرکت دیگر که جان براستد آن را راه اندازی کرده بود به بازار عرضه شدند. این پیانوها تحت لیسانس شرکت Kemble&Co تولید می شدند. از دهه 1950 به بعد این شرکت تنها به ساخت مینی پیانو اکتفا کرد و بهترین محصول آن در این زمینه مدل رویال بود. این شرکت در سال 1983 تولید پیانو را متوقف کرد. شرکت USA Hardman Peck&Co در دهه های 1950 و 1960 مبادرت به تولید مینی پیانوهای شرکت ایواستاف تحت لیسانس همین شرکت نمود. امروزه این پیانوها در چین تولید می شوند و از حالت مینی پیانو خارج شده اند. اما بر اساس استانداردهای پیانوهای ایستاده ساخته می شوند.

1900
یک گرند کنسرتی بالدوین (Baldwin) در این سال موفق به دریافت جایزه "گراند پریکس" (Grand Prix) در جریان نمایشگاه بین المللی پاریس می شود. او نخستین پیانوساز امریکایی است که به دریافت این جایزه نایل شد.

1901
در این سال، سالن بک اشتاین (Beckstein) گشایش یافت و بعدها به سالن ویگمور (Wigmore) تغییر نام یافت.

1904
در آتلانتیک سیتی (Atlantic City)، تولیدکنندگان و فروشندگان پیانو در امریکا تصمیم گرفتند وارد عرصه پیانوهای مربعی شکل شوند. آنها در کنفرانس سالانه خود شمار بسیاری پیانوی مربعی شکل خریداری کرده و یک پیانو با ارتفاع پنجاه فوت پیرامید (Pyramid) ساختند. سپس آن را آتش زدند. نکته جالب توجه این صحنه این بود که این پیانوها ارزش تجاری و یا هنری خاصی نداشتند.

1904
در این سال، چیکرینگ (Chickering) نوعی پیانوی مربعی تولید کرد که گفته می شود کوچک ترین مدل پیانو از این نوع است. ارتفاع آن 5 فوت و پهنای آن تنها پنجاه اینچ بود. این شرکت از کلیدهایی با پهنای استاندارد استفاده می کرد اما در بلوک های کلیدها (key blocks) و آفست (off-set) اکشن تغییراتی داده شد تا پهنایی به این کمی در این ساز میسر شود.

1905
اکتاویوس بیل (Octavius Beale) در این سال تولید پیانو را در نیو ساوت ولز (New South Wales) واقع در استرالیا آغاز کرد. وی که متولد 1850 ایرلند بود، واردات پیانو را نخستین بار تحت عنوان هاپسبورگ بیل (Hapsburg Beale) آغاز کرد. کارخانه وی در خیابان آناندیل (Annandale)، خیابان ترافالگار (Trafalgar) شماره 47 قرار داشت و از حوالی سال 1940 به تولید پیانو اشتغال داشت.

1907
شرکت مارشال و رز (Marshal & Rose) در سال 1901 پایه گذاری شد و کاپیتان جرج ساموئل رز (CaptainGeorge Samuel Rose) به عنوان مدیر این کارخانه در برادوود منصوب شد. پدر، عمو و پدربزرگش نیز برای برادوود کار کرده بودند. وی از سال 1888 کار خود را با این شرکت آغاز کرده بود و چند سالی در آلمان و فرانسه ماند و در آن جا در زمینه تولید پیانو به دانش افزایی پرداخت. وی مخترع پیانوهای دارای فریم سبز به شمار می آید که در برادوودز ساخته شدند. وی در سوم ژوئن 1908 بازنشسته شد. پس از بازنشستگی به شراکت با "سِر هربرت مارشال" (Sir Herbert Marshall) پرداخت. تاثیر آلمان بر پیانوهای او مشهود است. در طول جنگ جهانی دوم و به دنبال تصویب "قانون تمرکز صنایع" کمپانی ولپ دیل، ماکسول و کود (Codd) در لندن شروع به تولید پیانوهای مارشال و رز نمودند. پس از جنگ برادوود و هاپکینسون بار دیگر به کارخانه هایشان بازگشتند. اما مارشال و رز دیگر علاقه ای به تولید پیانو نشان ندادند. کمپانی ولپ دیل و ماکسول هم چنان تا به امروز در زمینه ساخت پیانوهای مارشال و رز اشتغال دارند.

1909
ولپ دیل و ماکسول شروع به تولید پیانو کردند. آن ها در آغاز پیانوهای خود را تحت برند ولمار (Whelmar) ساختند. شرکت آن ها هم اکنون تحت مالکیت شرکت کمبل پیانو در لندن قرار دارد. آن ها در سال 1933 کار خود را متوقف کردند.

1910
این سال شاهد به پایان رسیدن دوره تولید فنر (spring) و حلقه برای پیانوهای دیواری بود.

1910
حوالی این سال شرکت برادوود در زمره تولیدکنندگان انگلیسی که پیانوی player تولید می کردند قرار گرفت. این شرکت نام مدل خود را Artistone Player-Piano گذاشت و آن را به قیمت 84 پوند به فروش گذاشت. این امر سبب بالارفتن حاشیه سود تا 80,000 پوند طی تنها یک سال در خیابان باند و یک افزایش 12,300 پوندی گردید. یکی از پیانوهای این شرکت به سفر قطب جنوب کاپیتان اسکات (Captain Scott’s Antarctic Expedition) راه یافته و از آن برای نواختن موسیقی بر روی یخ استفاده شد.

1910
شرکت هاپکینسون در این سال پیانوی برقی خود را تحت عنوان "Electrelle" ساخت.

1911
در این سال انگلستان دارای 136 پیانوساز بود که 133 پیانوساز از میان آن ها در لندن و بطورمشخص در منطقه ای به نام ایزلینگتون (Islington) کار می کردند.

1911
در این سال میخایل کمبل (Michael Kemble) شرکت کمبل را پایه گذاری کرد.

1912
تولیدکنندگان پیانوی هاپکینسون برنامه ای آموزشی برای کالج فنی لندن طراحی کردند که به "برنامه آموزشی تولید پیانو" معروف شد. کلاس هایی نیز در سال 1916 در زمینه فناوری سازهای موسیقی در نورترن پلی تکنیک (Northern Polytechnic) واقع در لندن دایر گردید.

1920
شرکت بروکس لندن با شرکت هربورگر پاریس ادغام شد. پیانوی عمودی این شرکت که در این جا تصاویری از آن نمایش داده می شود دارای یک اکشن مخصوص به خود است.

1921
شرکت اسکایر و لانگسون (squire & longson) برای مراکز فروش، پیانو تولید کرد و محصولات تولیدی خود را به قیمت 29 پوند به فروش رساند. مراکز فروش نیز 49 گیناس بر آن افزوده و به عموم می فروختند. این مراکز عبارت بودند از بارنس لندن (Barnes)، راشورت (Rushworth) و دارپر (Darper) لیورپول، کرینز (Cranes) و بسیاری دیگر.

1921
یوناس چیکرینگ (JonasChickering) در این سال به جیمز استوارت (James Stewart) پیوست و شرکت استوارت و چیکرینگ (Stewart & Chickering) را در بوستون امریکا راه اندازی کردند.

1923
حوالی نوامبر همین سال ج. هاپکینسون درگذشت و راجرز (Rogers) شرکت او را بدست آورد. در سال 1965 زندرها (Zanders) این شرکت را خریداری کردند.

اکنون - 2000
2000
این سال، سیصدمین سالگرد تولید پیانوست- پیانو تولدت مبارک!

2000
ژانویه این سال شاهد رونمایی از پیانوگرند جدید شیگرو توسط کاوایی بود. تولید چنین مدلی نزدیک به پنجاه سال فکر آقای شگرو کاوایی را به خود مشغول کرده بود. در سال 1980، لابراتوار تحقیق و توسعه پیانو ( که به لابراتوار تحقیقاتی پیانوی شیگرو کاوایی نیز معروف است) پایه گذاری شد و کار خود را با ایجاد این مدل رویایی برای آقای شگرو آغاز کرد. ایجاد این لابراتوار منجر به تولید پیانوگرند کنسرت EX کاوایی شد که گفته می شود توسط برندگان حائز رتبه نخست در رقابت های بزرگ پیانو در جهان نواخته می شود. این عطش به پیشرفت سرانجام مبنایی برای پیانوهای گرند کاوایی ایجاد کرد. همه پیانوهای گرند این شرکت دست ساز بوده و بدست استادان فن لابراتوار تحقیق شیگرو ساخته شده اند. صفحه صدای این ساز بسیار طبیعی بوده و دارای عمر پنج تا چهارده ساله است. بطورکلی فرایندهای کاری و تولید این پیانوها سه تا پنج برابر نسبت به پیانوهای دیگر کاوایی زمان نیاز دارند.

2000
فوریه این سال شاهد استفاده از پیانو کوانتوم جدید که مجموعه ای میان شرکت کونران و شرکا (Conran & Partners) و شرکت کمبل است بود. شرکت کونراد جعبه آن را طراحی کرد و کمبل نیز داخل آن را. این پیانو دارای بورد صدای بزرگ تری در مقایسه با پیانوهای کوچک است. اما متاسفانه این پیانوها تنها تنها به تعداد شصت عدد ساخته می شوند و از نظر تعداد محدودیت دارند.

2000
گروه پرل ریور پیانو اعلام کرد قصد تولید مدل ریتمولر (Ritmuller) که مدل قدیمی آلمانی است دارد. بدیهی است این گروه برای این کار از طراحی مقیاس اوریجنال استفاده می کند. این پیانوها قرار در بخش تخصصی کارخانه پرل ریور ساخته شوند. قرار است این پیانوها به بازار امریکا عرضه شوند.

2000
در این سال لوئیجی بورگاتو پیانو پدال خود را با نام دوپیو بورگاتو (Doppio Borgato) معرفی کرد.

2000
تاریخ اعتبار مجوز شرکت کمبل به ساخت پیانوهای چاپل امسال به پایان می رسد. اکنون معلوم نیست کدام شرکت قرار است این مجوز را دریافت کند. شرکت کمبل حق استفاده از این برند را از سال 2005 بدست آورد.

2000
در 14 جولای این سال، شرکت اورز پیانو (Overs Pianos) استرالیا اکشن جدید خود را در همایش تکنسین ها و کوک کنندگان پیانو در سیدنی ارائه داد. قرار است این اکشن در پیانوگرند اشتاین باخ (Steinbach) دویست و بیست و پنج سانتی متری قرار داده شود. این اکشن بوسیله طراحی رایانه ای تولید شده و دارای عملکرد بهتری نسبت به اکشن های موجود خواهد بود. این اکشن به پیانیست ها امکان کنترل صدا را بیشتر و بهتر از سایر اکشن ها می دهد. اکشن پیانوهای گرند دارای وزن پایین رونده 50 گرم و وزن بالا رونده 40 گرم می باشند. اما این اکشن در مقایسه با بسیاری از گرندهای مشهور دارای 50 گرم وزن پایین رونده و 23 گرم وزن بالا رونده است.

2000
در 14 جولای این سال مطبوعات رسمی خبر ادغام شرکت ولپ دیل (Whelpdale) لندن با شرکت وودچستر (Woodchester) پیانو را اعلام کردند. کمپانی حاصل از این ادغام قرار است تحت عنوان "کمپانی تولید پیانوی بریتانیا (با مسئولیت محدود)" (The British PianoManufacturing Company Ltd.) فعالیت کند و شامل شرکت هایی نظیر ولمار، بنتلی، آلفرد نایت شود. شرکت وودچستر و هربرت مارشال و پسران (Herbert Marshall & Sons) و شرکت استرود پیانو (Stroud Pianos) نیز به تولید در کارخانه این شرکت در لندن مشغول خواهند بود. برای شرکت بنتلی پیانو، این یک عقب گرد به زمانی است که این شرکت تاسیس شد. کمپانی حاصل از این ادغام قرار است برندهای زیر را تولید کند: برادوود، راجرز، هاپکینسون، گر (Gehr)، اشتاین برگ، لیپ (Lipp)، زندر. این کمپانی قرار است با شرکت لادبروکس پیانو (Ladbrooks Pianos) در زمینه تولید پیانو دیواری فاقد میله فولادی برادوود همکاری کند.

2000
شرکت شف (Schaff) اقدام به خرید شرکت تامین پیانوی امریکا (American Piano Supply) کرد. هر دو این شرکت ها در اوایل دهه 1800 پایه گذاری شده بودند و در عرصه تامین پیانو تجارت می کردند. شرکت تامین پیانوی امریکا در سال 1915 به دست کمپانی امریکایی فلت (Felt) افتاد. این شرکت سایر اسباب منزل را نیز تولید می کرد. در سال 1973 یک انبار مدرن 34 هزار فوتی برای این منظور احداث شد. این شرکت به بزرگ ترین شرکت تامین لوازم منزل در جهان تبدیل شده است. شف شش نسل است که با خانواده ها همراه است.

2000
شرکت تیانجین یانگ چنگ آکی (Tianjin Young Chang Akki Co. Ltd.) که شبعه ای از موسسه سازهای موسیقی اشتاین وی امریکا و یانگ چانگ کره جنوبی است اعلام کرد که قرار است موافقت نامه ای را امضا و بر اساس آن تولید لاین اسکس پیانو (Essex Pianos) را دست بگیرد. در اکتبر این سال موسسه اشتاین وی یک لاین تولید پیانوی اسکس را راه اندازی کرد. این لاین جدید توسط تیم مهندسی این موسسه طراحی شد و به تیم مهندسی سوزان کناگی (SusanKenagy) در یانگ چانگ ارائه شد تا در آن جا تولید شود. این لاین در حقیقت در کارخانه یانگ چانگ کره تولید شده است. سبک آن از Art Deo برگرفته شده است. چهار مدل از آن در ابتدا تولید شد که ارتفاع آن ها 182، 160، 111 و 123 سانتیمتر بود. خروجی تولید شرکت تیانجین برای سال 2006 معادل 23,816 عدد پیانو دیواری 2,123 پیانو گرند بود که 13,158 عدد از این پیانوها صادر گردید.

2001
در چهارشنبه، چهاردهم نوامبر این سال، شرکت گیبسون گیتار (Gibson Guitar) خرید شرکت BaldwinPiano&Organ Co. را انجام و به تولیدکننده آن برند مشخصی را اعطا کرد. این شرکت بزرگ ترین طلبکار شرکت Baldwin بود و قانونا حق فروش این شرکت و وصول طلب 31 میلیون دلاری خود را از این محل داشت. اما معلوم نیست که قیمت اصلی این خرید چه مقدار بوده. ولی احتمال می رود این مبلغ بین 17 تا 20 میلیون دلار بوده باشد.

2001
در پانزدهم نوامبر این سال، گروه خدماتی و عمده فروشی Great American با صدور حکم ورشکستگی شرکت Baldwin از سوی دادگاه فروش بالاتری در امریکا پیدا می کند. فروش این شرکت در گرین وود (Greenwood) ایالت میسوری هم¬اکنون بالاست.

2001
 
21 دسامبر 2001 کیمبال شرکت بوندورفه را در وین به معرض فروش گذاشت. این شرکت که 230 پرسنل دارد سال گذشته درامدی بالغ بر 16 میلیون دلار کسب کرد. گروه اتریشی BAWAG PSK این شرکت را به مبلغ 25 میلیون دلار خریداری کرد و امیدوار است بتواند تولید این شرکت را از 500 عدد پیانوگراند به 800 عدد در سال افزایش دهد. اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، قرارداد مربوطه در ژانویه 2002 به امضا خواهد رسید.

2002
نهم دسامبر 2002 کارخانه کالیسیا پیانو (Calisia Piano) در کالیس (Kalisz) پس از یک وقفه سه دهه ای نخستین قرارداد تجاری خود را با طرف های چینی به امضا رساند. این شرکت تنها شرکت تولیدکننده پیانو در کشور لهستان به شمار می آید.

2002
17 دسامبر این سال، بک اشتاین اعلام کرد سمیک (Samick) قرار است شصت درصد از سهام این شرکت را در ازای اعطای بیست و پنج درصد از سهام خود به این شرکت در اختیار بگیرد. در ماه های آغازین سال 2002 سود بک اشتیان نزدیک به ده درصد نزول پیدا کرد. امید آن می رود سمیک بتواند با کمک شبکه گسترده فروشگاه های خود در امریکا فروش خود را بالا ببرد. این شرکت در سال 45 هزار عدد پیانو تولید می کند. این امکان وجود دارد که پیانوهایی که شرکت سمیک از بک اشتاین دریافت می کند از مدل های نازل باشد. بک اشتاین قرار است شرکت سمیک را در ارتقای برخی مدل های خود یاری رساند. شرکت سمیک در سال 1958 در اینچون (Inchon)، کره جنوبی تاسیس شد. این شرکت برندهایی نظیر Knabe, Kohler, Campbell را خریداری کرده است.

2002
شرکت سازهای موسیقی کینگدائو سجونگ (Qingdao Sejung) یک کارخانه 600 هزار فوتی را در کشور چین برای تولید پیانوهای برند خود راه اندازی کرد. این مجموعه ظرف مدت تنها پنج ماه ساخته شد. تولید این شرکت در سال 2006 به مقدار 20,351 عدد بود که شامل 15,366 پیانوی ایستاده و 495 پیانو گرند می شود. این شرکت 14,570 پیانو نیز صادر کرد. شرکت سجونگ بزرگ ترین کارخانه تولید پیانو را در جهان داراست و گیتارهایی با برندهای گوناگون نیز تولید می کند که بصورت OEM با سایر تولیدکنندگان پیانو نیز کار می کند. طی تنها یک سال، درامد این رشکت از 0 به 20 میلیون دلار رسید.

2003
در سه شنبه، نهم ژانویه گرند پیانوی شرکت ناب که برای الویس پریسلی به قیمت 685,000 دلار فروخته شد. رابرت جانسون (Robert Johnson) و همکارش لری ماس (Larry Moss) این پیانو را به میخایل موزیو (Michael Muzio) سرپرست گروه بلو مون (Blue Moon) فروختند.

2003
در هفتم آوریل این سال، شرکت تولید پیانوی بریتانیا (با مسئولیت محدود) انحلال یافت و تولید مدل های ولمار نایت، برادوود، بنتلی و وودچستر را متوقف گردید. شرکت ولپ دیل ماکسول (WhelpdaleMaxwell & Cod Ltd.) که شرکت مادر محسوب می شود نیز در شرایط نامناسبی بسر می برد. این وضعیت بر فروش فروشگاه های بلوتنر (Bluthner) که بخشی از گروه WMC بودند نیز اثر منفی برجای گذاشت. در سال 2000، این شرکت برای کاهش هزینه های خود از لندن به محل کارخانه خود در وودچستر نقل مکان کرد.

2003
شرکت "اینترموزیک پول دورسِت" (Intermusic of Poole Dorset) انگلیسی اقدام به خرید شرکت ورشکسته تولید پیانوی بریتانیا (با مسئولیت محدود) نمود. این شرکت برندهای بنتلی، ولمار و وودچستر را در اختیار دارد. به احتمال قوی، پیانوهای این شرکت برای شرکت اینترموزیک در خاور دور تولید شوند.

2003
در دسامبر سال 2003، شرکت سامسونگ، پیانوی وبر (Weber) ساخت یانگ چانگ را از سال 1984 کاهش داد و اکنون پیانوهای چینی را با برند بهنینگ (Behning) به بازار عرضه می کند.

2005
شرکت ABPT پنجاهمین سال خدمات دهی به عموم را جشن می گیرد.

2005
بیست و یکم آوریل این سال، اشتاین وی اعلام کرد این شرکت مترصد تولید برخی مدل های اسکس (Essex) برای کارخانه پرل ریور (Pearl River) در کشور چین است. به گفته روبرت داو (Robert Dove)، رییس آسیایی شرکت اشتین وی، این اقدام کمک شایانی به پایین نگه داشتن هزینه های این شرکت خواهد کرد.

2005
شرکت بک اشتاین در این سال سرگرم گشایش کارخانه ای جدید در چین است. این شرکت در چین قرار است نیاز بازارهای محلی به پیانو را تامین کند. نام آن (Berlin Bechstein Piano shanghai) خواهد بود.

2006
شرکت اشتاین وی نیویورک اعلام کرد که قصد تولید دوباره مدل "O" را دارد. این مدل در سال 1902 در شرکت اشتاین وی نیویورک معرفی شده بود. این مدل در سال 1906 دچار تغییراتی از جمله در قسمت پل سیم های باس شد، که از حالت صاف به خمیده تبدیل شدند. در سال 1914 طول این ساز نیم اینچ افزایش یافت و به 5 فوت و 10.5 اینچ رسید. آخرین سازهای تولید شده این مدل مربوط به سال 1924 می شد.

2006
شرکت یاماها پیانوهای سری C که در کارخانه پرل ریور تولید می شدند را دیگر نمی سازد. مدل های جدید B1 و B2 جایگرین مدل های C109 و C113 می شوند. همچنین مدل های جدید دارای سیستم سایلنت (Silent) نیز می باشند. این مدل ها در اندونزی تولید خواهند شد.

2006
شرکت کمبل پیانو مدل جدید خود به نام The Mozart K121 را عرضه کرد. قرار است این مدل در دویست و پنجاهمین سالگرد تولد موزارت رونمایی شود. این مدل پیانو در دو جعبه متفاوت با تزئینات هنری فراوان ارائه می شود.

2007
دوازدهم آوریل این سال، بک اشتاین مالکیت یک شرکت تولیدکننده پیانو در چک را بدست آورد. خرید شرکت BOHEMIAPiano بدین معناست که وی اکنون مالک دومین شرکت بزرگ تولید پیانو در اروپاست.

2007
در دسامبر همین سال، بوزندورفه سهام شرکت خود را به یاماها فروخت.
BAWAG PSK اکنون مراحل پایانی مذاکره برای فروش 100 درصد سهام ل. بوزندورفه کلاویرفابریک GmbH (L.Bosendorfer Klavierfabrik GmbH) به شرکت یاماها را پشت سر می گذارد. شرکت "برادمن پیانو" دیگر رقیب این صحنه برای بدست آوردن مالکیت شرکت بوزندورفه بود. به دنبال فروش این شرکت، خرید BAWAG توسط صندوقی در امریکا همراه است. در بیستم دسامبر این سال، آقای هیرو اوکابی و هیتوشی فوکوتومی (Hiroo Okabe & Hitushi Fukutome) مدیران شرکت یاماها برای امضای این معامله وارد وین شدند.

2008
آوریل 2008 این سال QRS تولید رل های پیانو را متوقف کرد.
QRS به مدت 108 سال به تولید این رل ها اشتغال داشت. این شرکت در شیکاگو تاسیس شده بود. رل های مورد استفاده در پیانوها طی قرن بیستم به اوج محبوبیت خود رسید. آخرین مدل رل های تولیدی این شرکت که اکنون از خط تولید کنار رفته 11.060.th بود. آواز ضبط شده بوسیله آن آوازی بود به نام "بهار این جاست" (Spring is Here) از راجرز و هارت (Rogers & Hart) که توسط میکاییل ت. جونز (Michael T. Jones) پیانیست ضبظ شد. این شرکت اکنون یکی از تولیدکنندگان اصلی فناوری رایانه ای و دیجیتالی پیانوست که بر روی CD قابل اجراست.

2008
شرکت کمبل پیانو در این سال محصولات خود را در نمایشگاه پیانوی شانگهای در کشور چین به نمایش می گذارد.

2009
چهارم مارس سال 2009 شرکت Petrof به سمت بازار مبلمان سوق پیدا می کند تا بتواند نسبت تولید پیانو و مبلمان خود را متعادل کرده و به 50-50 برساند. تا ماه جولای این سال،200 تن از 290 کارمند این شرکت ناچار به ترک این شرکت خواهند بود. این شرکت طی سال های اخیر نزدیک به 7,000 پیانو در سال تولید می کرد که اغلب آن صادر می شد.

2009
نوزدهم مارس این سال، شرکت یاماها اعلام کرد که این شرکت سرگرم بررسی طرح تعطیلی شرکت کمبل پیانوست. شرکت کمبل 96 پرسنل در میلتون کینس (Milton Keynes) دارد. یاماها 91.8 درصد از سهام این شرکت را در اختیار دارد. شرکت کمبل با افت شدید فروش از 10 میلیون Ł طی سه سال اخیر به 8 میلیون Ł در سال های 2007 تا 2008 روبرو شد و سرانجام اعلام کرد زیان 284,000 Ł را متحمل شده است.

2009
هفتم می این سال شرکت " Pianofortefabrik Leipzig GmbH&Co. " سازنده پیانوهای رونیش (Ronisch) و آپفیلد (Upfield) نیز واگذار گردید.

2009
مورخ سی اکتبر همین سال آخرین پیانو در شرکت کمبل پیانو پس از یک صد سال تجربه تولید پیانو، ساخته شد. شرکت یاماها سهامدار اصلی این شرکت برنامه هایی را برای انتقال تولید خود به آسیا اعلام کرده است.

2009
موسسه "اشتاین وی موزیکال اینسترومنتس" برای گرفتن اکثریت سهام شرکت اشتاین وی پیانو با شرکت سمیک موزیکال اینسترومنتس وارد معامله شد. 1.7 میلیون سهام شرکت اشتاین وی اکنون در بازار بورس عرضه شده و هر سهام آن به قیمت 16 دلار به فروش می رسد. شرکت اشتاین وی درنظر دارد در راستای رهایی از بدهی های عمده این شرکت، قیمت سهام این شرکت را به 27 دلار برساند. سمیک هم چنین می تواند 1.7 میلیون سهام دیگر این شرکت را خریداری کند. رئیس سمیک، جونگ ساپ کیم (Jong Sup Kim) به هیات مدیره اشتاین وی خواهند پیوست.

2010
در ماه جولای این سال، شرکت Peterof 200 تن از 390 پرسنل خود را کنار گذاشت. برخی از این افراد در بخش پیانوگرند کار می کردند و اکنون با توجه به این شرایط می توانند جذب بازار مبلمان شوند. این شرکت از سال 1865 به تولید پیانو اشتغال دارد.

2010
بوزندورفه برای تقویت تیم فروش و عرضه خود از اول اکتبر این سال با بریان کمبل (Bryan Kemble MBE)، مدیر پیشین شرکت کمبل پیانو ، یک CV غیرموازی در دنیای تولید پیانو دارد که دارای تجربه ای 36 ساله در سطح جهان است. او MBE را از ملکه الیزابت دوم به دلیل خدمت به صنعت پیانو دریافت کرد. وی اکنون مالک شرکت یاماها است.